كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
307
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ به درستى كه زيان كردند آنان كه قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ بكشتند فرزندان خود را سَفَهاً از روى بىخردى بِغَيْرِ عِلْمٍ بىدانشى در معالم آورده كه ربيعه و مضر و بعضى ديگر از عرب دختران خود را زنده در گور مىكردند كه نبايد كه در صغر سن به اسيرى افتند چه قتل و غارت در قبائل عرب عام بود يا اگر بزرگ شوند جهاز فراوان و ما يحتاج عروسى بايد حق تعالى مىفرمايد كه ايشان قتل اولاد كردند از روى جهل وَ حَرَّمُوا و حرام ساختند ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ آنچه روزى داده است ايشان را خداى يعنى بحائر و سوائب و غير آن افْتِراءً عَلَى اللَّهِ بربافتهاند افترا بر خداى قَدْ ضَلُّوا به درستى كه گم شدهاند در راه ضلالت وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ و نيستند ايشان راهيافتگان بطريق حق وَ هُوَ الَّذِي و اوست آنكس كه براى شما أَنْشَأَ پيدا كرد جَنَّاتٍ بوستانها از انگور مَعْرُوشاتٍ برداشته و جفته بسته وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ و بر زمين افتاده بىجفته و گفتهاند معروشات آنست كه مردمان بدست خود نشانده باشند و غير معروشات آنكه در كوه و بيشه رسته باشند وَ النَّخْلَ و بيافريد درخت خرما را وَ الزَّرْعَ و كشتها را از آنچه ساق ندارد و ثمره او حبوبست مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ در حالتى كه مختلف است ثمره هر يك ازينها در هيئت و كيفيت وَ الزَّيْتُونَ و ديگر پيدا كرد درخت زيتون را وَ الرُّمَّانَ و انار را مُتَشابِهاً در حالتى كه مانند يكديگرست برگهاى او وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ و مانند نيست مزه ميوه او يعنى بعضى ترشست و برخى شيرين و بعضى ميان و اين كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ بخوريد از ميوههاى هر يك إِذا أَثْمَرَ چون ميوه پيدا كند و اگرچه نارسيده و خام باشد وَ آتُوا حَقَّهُ و بدهيد حق آن ميوه را يعنى تصدق كنيد يَوْمَ حَصادِهِ در روز درود كردن زرع و بريدن نخل و چيدن ميوهها مبالغه است در اهتمام به صدقه و عدم تاخير در اداى آن اشهر اقوال آنست كه مراد اين صدقه هست نه زكات مفروضه چه زكات در مدينه فرض شده و اين آيت مكى است و بعضى گفتهاند مراد زكاتست و اين آيت مدنيست آوردهاند كه ثابت بن قيس رض را قريب پانصد نخل بود كه خرماهاى آن را بريد و تصدق كرد تا وقتى كه هيچ نمانده آيت آمد وَ لا تُسْرِفُوا و از حد مگذريد در صدقه دادن يعنى هر چه هست يكبار تصدق مكنيد و در معالم آورده كه منع صدقه مكنيد يعنى از حد تجاوز منمائيد در بخل و امساك امام قشيرى قدس سره فرموده كه هر چه در حظ نفس خود نفقه كنى اسراف است اگرچه يك كنجد دانه بود و هرچه براى خدا دهى اسراف نيست اگرچه هزار خزانه بود إِنَّهُ به درستى كه خدا لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ دوست نمىدارد مسرفان را يعنى نمىپسندد عمل ايشان را وَ مِنَ الْأَنْعامِ و اوست كه بيافريد از چهارپايان حَمُولَةً آن را كه بار كنند چون شتر و گاو و غير آن وَ فَرْشاً و آن را كه بر زمين افگنند براى ذبح چون گوسفند و گفتهاند حموله كبار انعامست و فرش صغار آن كه از خردى به زمين نزديك است مانند فرش كُلُوا بخوريد مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ از آنچه شما را روزى داد خدا و حلال كرد بر شما وَ لا تَتَّبِعُوا و پيروى مكنيد خُطُواتِ الشَّيْطانِ گامهاى شيطان را يعنى بر راه او مرويد و حلال را حرام مسازيد بقول او إِنَّهُ لَكُمْ به درستى كه او مر شما را عَدُوٌّ مُبِينٌ دشمنى است آشكارا .